السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

532

تفسير الميزان ( فارسي )

بشارتى است كه متقين با شنيدن آن خرسند مىگردند . * ( « لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَلَدَيْنا مَزِيدٌ » ) * ممكن است كلمه « فيها » در اين آيه متعلق باشد به كلمه « يشاؤن » يعنى هر چه را در بهشت مىخواهند در اختيار دارند . و ممكن هم هست متعلق باشد به موصول ، و تقديرش « لهم ما يشاؤنه حالكونهم فيها - آنچه را بخواهند در اختيار دارند در حالى كه در بهشتند » و اولى با سعه كرامت و احترامى كه متقين نزد خداى سبحان دارند مساعدتر است . و حاصل معنايش اين است كه : اهل بهشت در حالى كه در بهشتند مالك و صاحب اختيار در هر چيزى هستند كه مشيت و اراده شان به آن تعلق بگيرد . و خلاصه هر چه را بخواهند در اختيارشان قرار مىگيرد ، بدون هيچ قيدى و استثنايى . پس هر چيزى كه ممكن باشد اراده و مشيت انسان به آن تعلق بگيرد ، آن را دارند . * ( « وَلَدَيْنا مَزِيدٌ » ) * - يعنى نزد ما از اين بيشتر هم هست - از سياق اينطور استفاده مىشود . و وقتى قرار شد كه اهل بهشت آنچه را كه ممكن است مشيت و خواست آدمى به آن تعلق گيرد ، و آنچه از مقاصد و لذائذ كه علم آدمى سراغش را داشته باشد در اختيار داشته باشند ، قهرا زيادتر از آن امرى است كه عظيمتر از آن است كه علم و مشيت انسان آن را درك كند ، چون كمالاتى است ما فوق آنچه كه دست علم بشر بدان مىرسد . بعضى « 1 » هم گفته‌اند : مراد از كلمه « مزيد » زيادتر از آن مقدارى است كه از جنسى مىخواهند مثلا اگر رزقى بخواهند بيشتر از يكى و بهتر و عجيبتر از آن در اختيارشان قرار مىدهند ، هم چنان كه از بعضى « 2 » ، روايت شده كه گفته‌اند : ابر ، از پيش رويشان مىگذرد ، و مىپرسد چه مىخواهيد ؟ هر چه بخواهند برايشان مىبارد ، پس اهل بهشت هر چه را بخواهد برايشان باريده مىشود . ولى اين وجه صحيح نيست ، زيرا بدون هيچ دليلى اطلاق كلام را مقيد كرده است ، چون ظاهر جمله * ( « لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها » ) * اين است كه آنچه را كه برايشان ممكن باشد بخواهند مىتوانند بخواهند ، نه اين كه آنچه را بخواهند به ايشان داده مىشود ، تا در نتيجه معناى زيادتر از آن ، زيادى عددى از آن چيزى باشد كه مثلا يكى يا دو تا از آن خواسته‌اند . بلكه معناى زيادتر از آن ، زيادترى از هر چيزى است كه ممكن باشد مورد خواست آنها قرار گيرد . به عبارت

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 149 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 26 ، ص 190 .